سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
63
زبور آل داود ( فارسى )
اصفهان سيد احمد شاه را طلبيده محبوس نمودند و به تمور خان پيغام فرستاد كه چون افاغنه به سبب كشته شدن بسيارى از عظماى افغان با سيد احمد شاه ادعاى خون دارند ، من ناچار شده او را چند روزى براى خاطر افاغنه محبوس كردهام . بعد از اطفاى شورش آنها خلاص خواهم نمود و رفقاى او را كه قريب به بيست نفر بودند نيز در زندان خانه محبوس نمود و چنين شنيده شد كه سيد احمد شاه را براى امتياز و حفظ مرتبهء سلطنت به زنجير طلايى مقيد نموده بودند . بعد از سه شب ، كنار زايندهرود نزديك پل جويى ، در پشت پل مذكور ، سيد احمد شاه را با برادر خود كه ميرزا عبد الأئمه نام داشت گردن زدند و به آباى كرام خود ملحق شدند . وقت صبح اين واقعه به تمور خان ظاهر شد . به بازماندگان سيد احمد شاه پيغام داد كه نعش او را برداشته در مقبرهء جدّ خود « 1 » در تخت پولاد اصفهان مدفون گردانيدند و از [ او عقب و ] اولادى نماند و رفقاى سيد احمد شاه را همگى از قيد برآورده گردن زدند . اين واقعه در اواخر سنهء 1140 ( يكهزار و يكصد و چهل هجرى ) بود و تمور خان مذكور كينهء اين معنى را در دل گرفته ، بعد از چندى از پيش افغان فرار نموده به روميه ملحق گرديد . كيفيت احوال جنت آرامگاه ميرزا عبد اللّه « 2 » خلف ديگر ميرزا محمد داود چنان است كه در عهد نواب مالك رقاب بعضى اوقات در مشهد مقدس به نيابت والد ماجد خود ، به امر توليت سركار فيض آثار آستانهء مقدسهء عرش درجهء روضهء رضويه قيام و بعض اوقات در اصفهان ، در سلك آقايان مشغول تحصيل كمال مىبودند و در زمان شاه طهماسب به امر وزارت اعظم مشغول مىبودند تا در سنهء [ ] « 3 » هجرى در مشهد مقدس فوت شد و در صحن پايين پاى مبارك ، در مقبرهء والد خود مدفون و از
--> ( 1 ) . تصحيح از مجمل التواريخ . متن : خاجونى ( 2 ) . ايضا : متن : ميرزا ابو القاسم ( 3 ) . در نسخه نانوشته مانده ظاهرا مؤلف نمىدانسته يا در ترديد بوده